تبلیغات
شــــــاعرانه های عـــــــاشقانه - مهربان هستی ولی نامهربانی میکنی



مهربان هستی ولی نامهربانی میکنی
 شور در سر داری و داری جوانی میکنی

مرغ عشقی و پر از حسرت نگاهت میکنم
 دورترها می نشینی نغمه خانی میکنی

 تا بسوزانی دل این شیر در زنجیر را
 شوخ و شنگ و دلربا آهو دوانی میکنی

من نمیدانم چرا وقتی قرار بوسه نیست
 باز هم لبهای خود را ارغوانی میکنی

مطمئن هستم برای کشتن من اینچنین
 پلکها را تیر و ابرو را کمانی میکنی

روز روشن بافه بافه شانه بر مو میکشی
 روی هم میریزی و با شب تبانی میکنی

تا میایم بیخیال گریه ی هر شب شوم
 با خیالت میرسی پادرمیانی میکنی

خود بگو اصلن چه معنی میدهد این کارها
 آخرش از دست خود، من را روانی میکنی

عاشقی جرم است و من پرونده ام سنگین شده
 بس که هر شب شعری از من بایگانی میکنی


" شهراد میدری "


برچسب ها: شهراد میدری،

تاریخ : چهارشنبه 13 بهمن 1395 | 01:20 ب.ظ | نویسنده : شبنم عشق | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.