تبلیغات
شــــــاعرانه های عـــــــاشقانه - ناز آن اخمت که وقتی لب ز لب وا می کنی



ناز آن اخمت که وقتی لب ز لب وا می کنی
گوش شیطان کر عجب ، آشوب بر پا می کنی

یا به وقت صحبت از تهدیدِ رسوا کردنت
ناز تهدیدت که هی امروز و فردا می کنی

من که گفتم اخم کمتر کن دلم سَر می رود
کاش می دیدی که با اخمت چه غوغا می کنی

ولوله در جان من انداختی با اخم و تو
نرگس اهوازیت را در دلم جا می کنی

دلبری با هر قدر اخمت ، نگو این طور نیست
یاس افشانی معطر ، گر چه حاشا می کنی

بعد از این من هستم و مهمانی احساس و تو
یک نفس از عمق این حس را تماشا می کنی

شاعری هستم ردیفش را به اخمت بسته است
عین لبخندی که در دیوانه پیدا می کنی

وصف اخمت گفتنم طعم جنون دارد ولی
ربط این دیوانگی ها را تو معنا می کنی ...


" علی نیاکوئی لنگرودی "



برچسب ها: علی نیاکوئی لنگردی،

تاریخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : شبنم عشق | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.