تبلیغات
شــــــاعرانه های عـــــــاشقانه - "عشق" ویرانگر "او" در "دلم" اردو زده است

 

" عشق " ویرانگر " او " در " دلم " اردو زده است
هرچه من قلبِ هدف را نزدم " او" زده است

بیستون بود دلم ... " عشق " چه آورده سرش
که به ارگ بمِ ویران شده پهلو زده است ؟

مو " پریشان " به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او گیره به " گیسو" زده است

" دامنش " دامنه های سبلان است، چقدر
طعم شیرین" لبش " طعنه به کندو زده است

 مثل مغرورترین " کافر " دنیا که دلش
از کَفَش رفته و حتی به " خدا " رو زده است

 " ناخدایی " شده ام خسته ، که بعد از طوفان
تا دم " مرگ " دعا خوانده و پارو زده است

 تا دم از " مرگ " زدم گفت: " دعا کن برسی"
لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است ... !

 

" عبدالمهدی نوری "

 



برچسب ها: عبدالمهدی نوری،

تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : شبنم عشق | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.